سازمان

کوچینگ منابع انسانی چیست؟ کاربردها و مراحل اجرا در سازمان

کوچینگ منابع انسانی چیست؟ کاربردها و مراحل اجرا در سازمان

کوچینگ منابع انسانی فرایندی مشارکتی برای توسعه کارکنان و مدیران است که با گفت‌وگوی هدفمند، پرسشگری، بازاندیشی و پیگیری اقدام‌ها پیش می‌رود. در این فرایند، فرد با همراهی کوچ مسئله کاری خود را روشن می‌کند، گزینه‌هایش را می‌سنجد و برای تغییر رفتار یا بهبود عملکرد، برنامه‌ای متناسب با شرایط واقعی خود می‌سازد.

فرض کنید کارشناس توانمندی به سمت سرپرستی ارتقا پیدا کرده است؛ اما همچنان بیشتر کارها را خودش انجام می‌دهد، فرصت رسیدگی به تیم را ندارد و از کیفیت خروجی همکاران ناراضی است. تکرار جمله «باید بهتر تفویض اختیار کنی» راهکار اجرایی در اختیار او نمی‌گذارد. یک گفت‌وگوی کوچینگ می‌تواند به او کمک کند بفهمد چه چیزی مانع واگذاری کار است و چگونه می‌تواند این رفتار را تغییر دهد.

اصطلاح «کوچینگ منابع انسانی» دو کاربرد دارد: نخست، استفاده از کوچینگ برای توسعه کارکنان و مدیران با مشارکت واحد منابع انسانی؛ دوم، کوچینگ خود متخصصان منابع انسانی برای رشد حرفه‌ای، مانند بهبود مذاکره با مدیران یا اولویت‌بندی مسئولیت‌ها. تمرکز این مقاله بر کاربرد نخست است.

 

 

کوچینگ در مدیریت منابع انسانی چه جایگاهی دارد؟

در مجموعه وظایف مدیریت منابع انسانی، توسعه کارکنان در کنار استخدام، مدیریت عملکرد و جبران خدمات قرار می‌گیرد. کوچینگ یکی از ابزارهای این بخش است و باید برای مسئله‌ای مشخص انتخاب شود.

برای مثال، اگر کارمندی کار با یک نرم‌افزار را بلد نیست، آموزش و تمرین هدایت‌شده نیاز فوری اوست. اما اگر مهارت لازم را دارد و در اولویت‌بندی درخواست‌ها یا گفت‌وگو با همکاران مشکل پیدا کرده، کوچینگ ممکن است انتخاب مناسبی باشد.

در راهنمای CIPD نیز کوچینگ رویکردی توسعه‌ای با تمرکز بر مهارت‌ها و اهداف مشخص معرفی شده است. این فرایند باید با نیاز یادگیری فرد و برنامه توسعه سازمان تناسب داشته باشد.

عبارت «مربیگری منابع انسانی» نیز گاهی برای همین مفهوم به کار می‌رود؛ بااین‌حال، کوچ قرار نیست دائماً دستور بدهد یا پاسخ آماده ارائه کند. نقش اصلی او کمک به روشن‌شدن مسئله، افزایش آگاهی و تبدیل تصمیم به اقدام است.

تفاوت کوچینگ با منتورینگ، آموزش و مشاوره

انتخاب ابزار نامناسب می‌تواند وقت و بودجه توسعه را هدر بدهد. پیش از شروع، مشخص کنید فرد به یادگیری دانش تازه نیاز دارد، به تجربه یک همکار باسابقه احتیاج دارد یا می‌خواهد درباره تصمیم و رفتار خودش فکر کند.

روش هدف اصلی نقش فرد هدایت‌کننده شیوه تعامل موقعیت مناسب
کوچینگ روشن‌کردن هدف و بهبود رفتار یا عملکرد تسهیل فکرکردن و پیگیری اقدام پرسشگری، گوش‌دادن و بازاندیشی سرپرستی که در واگذاری کار مشکل دارد
منتورینگ توسعه حرفه‌ای با کمک تجربه انتقال تجربه و ارائه دیدگاه گفت‌وگو همراه با راهنمایی کارشناس تازه‌کاری که مسیر شغلی را نمی‌شناسد
آموزش یادگیری دانش یا مهارت مشخص توضیح، نمایش و اصلاح تمرین تدریس و تمرین ساختاریافته یادگیری نرم‌افزار یا فرایند کاری
مشاوره بررسی مسئله و پیشنهاد راه‌حل تخصصی تحلیل و ارائه توصیه دریافت اطلاعات و ارائه راهکار بازطراحی نظام ارزیابی عملکرد

این روش‌ها می‌توانند در یک برنامه توسعه کنار هم قرار بگیرند. مثلاً مدیر ابتدا اصول بازخورد سازنده را آموزش ببیند و سپس در جلسات کوچینگ درباره اجرای آن در تیم خود کار کند.

کوچینگ همچنین روان‌درمانی یا جلسه امتیازدهی به عملکرد نیست. اگر جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره پاداش، ترفیع یا اقدام انضباطی برگزار می‌شود، هدف آن باید شفاف اعلام شود.

کوچینگ چه کاربردهایی برای کارکنان و مدیران دارد؟

آماده‌شدن برای مسئولیت جدید

ارتقای شغلی معمولاً انتظارات تازه‌ای ایجاد می‌کند. کارشناس باتجربه‌ای که مدیر شده، باید علاوه بر کیفیت کار شخصی، به هماهنگی تیم و رشد دیگران توجه کند.

یک هدف عملی برای کوچینگ مدیران می‌تواند این باشد: «در جلسات هفتگی، مسئولیت هر اقدام و حدود اختیار صاحب آن را روشن کنم.» چنین هدفی از عبارت کلی «رهبر بهتری شوم» قابل‌پیگیری‌تر است.

بهبود گفت‌وگو و بازخورد

در یک مثال فرضی، مدیری از گفتن بازخورد منفی اجتناب می‌کند و در نهایت با عصبانیت واکنش نشان می‌دهد. موضوع جلسه می‌تواند بررسی موقعیت‌های دشوار، شناخت نگرانی مدیر و طراحی یک گفت‌وگوی روشن باشد.

برای تمرین، مدیر می‌تواند پیش از جلسه واقعی، مشاهده خود را از قضاوت جدا کند: «گزارش دو بار بعد از موعد تحویل شد» اطلاعات مشخص‌تری از «تو مسئولیت‌پذیر نیستی» دارد.

هدف‌گذاری و رسیدگی به مسائل عملکردی

وقتی فرد می‌گوید «کارهایم همیشه عقب می‌افتد»، لازم است مسئله دقیق‌تر شود. کدام کارها؟ در چه شرایطی؟ چه بخشی تحت اختیار اوست؟

خروجی گفت‌وگو ممکن است اصلاح اولویت‌بندی باشد؛ یا روشن شود که مدیر باید درخواست‌های متناقض را سامان بدهد. ارزش جلسه در پیدا کردن اقدام مناسب است، نه الزاماً اثبات اینکه مشکل از فرد بوده است.

توسعه مسیر حرفه‌ای

کوچینگ کارکنان می‌تواند فرصتی برای بررسی علاقه‌ها، توانمندی‌ها و مسئولیت‌های مطلوب آینده باشد. برای مثال، فردی که میان مسیر تخصصی و مدیریتی مردد است، می‌تواند تجربه‌های لازم برای تصمیم‌گیری را مشخص کند؛ مانند مشارکت موقت در هدایت یک پروژه، بدون وعده قطعی ارتقا.

چه زمانی کوچینگ انتخاب مناسبی نیست؟

پیش از ارجاع فرد به کوچینگ، این سؤال را بپرسید: «آیا او اختیار، اطلاعات، زمان و ابزار لازم برای انجام کار را دارد؟»

اگر پاسخ منفی باشد، برنامه توسعه فردی به‌تنهایی کافی نیست. حقوق نامناسب، حجم کار غیرمنطقی، تبعیض، کمبود ابزار و ابهام نقش به تصمیم و اصلاح سازمانی نیاز دارند.

در یک مثال فرضی، کارمند واحد پشتیبانی باید هم‌زمان پاسخ‌گوی چند کانال باشد؛ درحالی‌که تعداد نیروها برای حجم درخواست‌ها کافی نیست. هدف‌گذاری برای «مدیریت بهتر زمان» بدون بازبینی ظرفیت تیم، مسئولیت مسئله را ناعادلانه به او منتقل می‌کند.

همچنین رسیدگی به آزار، تخلف یا شکایت رسمی باید مسیر مشخص خود را داشته باشد. جلسات توسعه نباید جای بررسی و پاسخ‌گویی سازمان را بگیرند.

اگر موضوع از حدود صلاحیت کوچ خارج شد، ادامه‌دادن جلسه با هر قیمتی درست نیست. باید درباره استفاده از حمایت تخصصی مناسب توافق شود.

نقش منابع انسانی، مدیر مستقیم و کوچ چیست؟

برای طراحی برنامه، بهتر است مسئولیت‌ها از ابتدا تفکیک شوند.

واحد منابع انسانی نیازسنجی، انتخاب ارائه‌دهنده، دسترسی منصفانه کارکنان و ارزیابی کلی برنامه را هماهنگ می‌کند. درخواست گزارش نباید به معنای دسترسی خودکار به جزئیات شخصی جلسات باشد.

مدیر مستقیم انتظارات کاری را روشن می‌کند و فرصت اجرای اقدام‌ها را فراهم می‌سازد. اگر هدف فرد تمرین واگذاری مسئولیت باشد، مدیر بالادستی هم باید اختیار لازم را به او بدهد.

کوچ مسئول کیفیت گفت‌وگو، رعایت توافق‌ها و حفظ مرزهای حرفه‌ای است. پرداخت هزینه توسط سازمان، مجوز گزارش‌دادن همه صحبت‌های فرد نیست. در اصول اخلاقی ICF، توافق روشن درباره تبادل اطلاعات، محرمانگی و تعارض منافع مورد تأکید قرار گرفته است.

کوچ داخلی ممکن است شناخت بیشتری از فرایندهای شرکت داشته باشد؛ اما باید نسبت او با ارزیابی و ارتقای فرد بررسی شود. کوچ بیرونی می‌تواند فاصله بیشتری از روابط داخلی داشته باشد، ولی برای شناخت محیط کار به اطلاعات اولیه نیاز دارد. در هر دو حالت، مهارت حرفه‌ای و اعتماد فرد تعیین‌کننده‌اند.

مراحل اجرای کوچینگ در سازمان

1. مسئله را به رفتار قابل‌مشاهده تبدیل کنید

با یک برچسب مانند «ضعف رهبری» شروع نکنید. نمونه‌های واقعی جمع کنید: تصمیم‌ها کجا متوقف می‌شوند؟ چه گفت‌وگویی انجام نمی‌شود؟ چه رفتاری باید تغییر کند؟

دیدگاه فرد را هم بپرسید. ممکن است برداشت او از مسئله با برداشت مدیر متفاوت باشد.

2. هدف و حدود محرمانگی را بنویسید

هدف باید برای فرد معنادار و با مسئولیت کاری او مرتبط باشد. مشخص کنید چه اطلاعاتی، به چه کسی و با چه روشی گزارش می‌شود.

برای نمونه، می‌توان بر گزارش پیشرفت در اقدام‌های توافق‌شده توافق کرد، بدون انتقال جزئیات گفت‌وگو. استثناهای محرمانگی نیز باید از ابتدا روشن باشند.

3. کوچ مناسب انتخاب کنید

درباره آموزش حرفه‌ای، تجربه مرتبط، روش کار و نحوه مدیریت تعارض منافع سؤال کنید. داشتن سابقه مدیریت به‌تنهایی کیفیت کوچینگ را اثبات نمی‌کند.

جلسه آشنایی فرصت مناسبی است تا فرد درباره شیوه همکاری سؤال کند و تناسب رابطه را بسنجد.

4. جلسات را به مسئله واقعی متصل نگه دارید

هر جلسه می‌تواند با مرور تجربه اخیر آغاز شود: چه اتفاقی افتاد؟ فرد چه کرد؟ نتیجه چه بود؟

گوش‌دادن فعال یعنی کوچ پیش از تفسیر یا پیشنهاد، مطمئن شود منظور فرد را فهمیده است. پرسشگری هم نباید به بازجویی یا هدایت پنهان به پاسخ دلخواه تبدیل شود.

5. یک اقدام قابل‌اجرا انتخاب کنید

پایان جلسه باید روشن باشد: فرد چه کاری را، تا چه زمانی و با چه حمایتی انجام می‌دهد؟

«ارتباطم را بهتر می‌کنم» مبهم است. «در جلسه بعد، پیش از ارائه راه‌حل، دیدگاه هر عضو تیم را می‌پرسم» امکان تمرین و مرور دارد.

6. پیشرفت و تناسب برنامه را بازبینی کنید

در جلسه بعد، فقط انجام‌شدن کار را نپرسید؛ بررسی کنید فرد چه آموخته است. اگر اقدام انجام نشده، مانع را بشناسید.

گاهی هدف باید کوچک‌تر شود، گاهی حمایت مدیر لازم است و گاهی روش دیگری مانند آموزش مناسب‌تر خواهد بود. پایان یا تغییر برنامه هم می‌تواند تصمیم درستی باشد.

مدل GROW با یک مثال کاربردی

مدل GROW چهار محور برای نظم‌دادن به گفت‌وگو دارد: هدف، وضعیت موجود، گزینه‌ها و اقدام بعدی. این چارچوب انعطاف‌پذیر است و گفت‌وگو می‌تواند با روشن‌شدن اطلاعات تازه به مرحله قبل برگردد.

مثال فرضی: نرگس به‌تازگی سرپرست یک تیم شده است. بیشتر خروجی‌ها را خودش اصلاح می‌کند و اعضای تیم برای تصمیم‌های کوچک منتظر تأیید او می‌مانند.

هدف؛ چه تغییری می‌خواهد؟

نرگس تصمیم می‌گیرد مسئولیت تهیه گزارش هفتگی را به یکی از همکاران واگذار کند و معیار پذیرش گزارش را پیشاپیش توضیح دهد. هدف او واگذاری مسئولیت همراه با حفظ کیفیت است.

وضعیت موجود؛ اکنون چه اتفاقی می‌افتد؟

با بررسی آخرین گزارش مشخص می‌شود نرگس معیارهایش را نگفته و فقط نسخه نهایی را بازنویسی کرده است. همکارش نمی‌داند کدام تغییر ضروری بوده و کدام‌یک ترجیح شخصی سرپرست است.

گزینه‌ها؛ چه انتخاب‌هایی وجود دارد؟

نرگس چند راه در نظر می‌گیرد: ارائه نمونه، توضیح معیارها، بررسی یک پیش‌نویس کوتاه یا واگذاری تدریجی بخش‌های گزارش. سپس تناسب هر گزینه را با تجربه همکار و زمان موجود می‌سنجد.

اقدام بعدی؛ دقیقاً چه خواهد کرد؟

او متعهد می‌شود پیش از گزارش بعدی، نتیجه مورد انتظار و حدود اختیار همکار را توضیح بدهد. پس از تحویل نیز موارد ضروری را با مثال بازخورد بدهد. در جلسه بعد، تجربه این واگذاری و اصلاحات لازم بررسی می‌شود.

در جلسه کوچینگ چه سؤال‌هایی بپرسیم؟

سؤال مناسب باید فضای فکرکردن ایجاد کند و پاسخ ازپیش‌تعیین‌شده نداشته باشد. این پرسش‌ها می‌توانند نقطه شروع باشند:

  • دوست داری در پایان این گفت‌وگو چه چیزی برایت روشن شده باشد؟
  • آخرین بار که این مسئله پیش آمد، دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
  • چه شواهدی برداشت تو از موقعیت را تأیید یا تعدیل می‌کند؟
  • کدام بخش مسئله در اختیار توست و کدام بخش به تصمیم دیگران نیاز دارد؟
  • تا امروز چه روشی را امتحان کرده‌ای و از آن چه آموخته‌ای؟
  • چه گزینه دیگری ارزش بررسی دارد؟
  • برای اجرای انتخابت به چه حمایتی نیاز داری؟
  • با مشاهده چه تغییری می‌فهمی که پیشرفت کرده‌ای؟

لازم نیست همه سؤال‌ها در یک جلسه پرسیده شوند. مکث‌کردن، دنبال‌کردن پاسخ فرد و خلاصه‌کردن برداشت‌ها از خواندن پشت‌سرهم یک فهرست مفیدتر است.

چگونه اثربخشی کوچینگ را ارزیابی کنیم؟

پیشنهاد عملی این است که سنجش را از همان رفتار هدف آغاز کنید. اگر مسئله واگذاری کار بوده، تعداد جلسات یا رضایت فرد از کوچ به‌تنهایی نتیجه را نشان نمی‌دهد.

هدف برنامه نشانه قابل‌بررسی روش پیشنهادی
واگذاری روشن‌تر کار مشخص‌بودن مسئولیت و حدود اختیار مرور نمونه تکلیف‌ها و بازخورد اعضای تیم
بهبود بازخورد بیان مشاهده مشخص و توافق بر اقدام خودارزیابی و بازخورد دریافت‌کننده
اولویت‌بندی بهتر تصمیم روشن درباره کارهای متعارض مرور برنامه و دلایل تغییر آن
پیگیری تصمیم‌ها اجرای اقدام یا شناسایی مانع واقعی مرور توافق‌های جلسه قبل

پیش از شروع، تصویری از وضعیت موجود ثبت کنید و در بازبینی‌ها همان موضوع را بسنجید. بهتر است ارزیابی فقط به برداشت خود فرد محدود نباشد؛ البته دریافت بازخورد دیگران باید با اطلاع و توافق او انجام شود.

برای بررسی مشارکت کارکنان، رضایت شغلی یا نگهداشت نیروی انسانی، عوامل دیگری مانند تغییر حقوق، مدیر، حجم کار و شرایط بازار را هم در نظر بگیرید. کاهش ترک خدمت پس از شروع برنامه، به‌تنهایی رابطه علت‌ومعلولی را ثابت نمی‌کند.

کوچینگ در کنار برنامه‌های رفاهی کارکنان

 

کوچینگ در کنار برنامه‌های رفاهی کارکنان چه جایگاهی دارد؟

توسعه حرفه‌ای و حمایت رفاهی به نیازهای متفاوتی پاسخ می‌دهند. یک نفر ممکن است برای مدیریت تیم به همراهی نیاز داشته باشد و هم‌زمان درباره هزینه‌های زندگی یا بی‌عدالتی در مزایا نگران باشد.

در طراحی تجربه کارکنان، بهتر است است این نیازها جداگانه بررسی شوند. جلسات کوچینگ برای فکرکردن، تصمیم‌گیری و تمرین رفتار حرفه‌ای هستند. برنامه‌های رفاهی برای حمایت و توجه به نیازهای کارکنان طراحی می‌شوند. دریافت سبد کالا به‌خودی‌خود بخشی از کوچینگ نیست.

برای برنامه‌ریزی رفاهی می‌توان ابتدا نظر کارکنان را درباره نوع حمایت و زمان دریافت آن جویا شد. سپس بودجه، عدالت در تخصیص و تناسب اقلام بررسی شود. امنیت روانی نیز به رفتار روزمره مدیران وابسته است؛ کارکنان باید بتوانند درباره مشکل یا نیاز خود بدون ترس از تحقیر صحبت کنند.

گودباکس در حوزه تأمین سبد کالای سازمانی و هدایای مناسبتی سازمانی فعالیت دارد. بررسی این گزینه‌ها می‌تواند بخشی از برنامه رفاهی سازمان باشد؛ درحالی‌که انتخاب و اجرای کوچینگ باید مسیر تخصصی خود را دنبال کند.

 

درخواست مشاوره رایگان

برای شروع، یک مسئله مشخص انتخاب کنید

اجرای کوچینگ منابع انسانی را با یک نیاز روشن آغاز کنید: رفتاری قابل‌مشاهده، فردی مایل به همکاری و مدیری آماده حمایت. سپس هدف، حدود محرمانگی و روش سنجش پیشرفت را مشخص کنید.

کیفیت برنامه به ارتباط جلسات با واقعیت کار وابسته است. اگر کارکنان برای اجرای تصمیم‌ها اختیار و فرصت نداشته باشند، گفت‌وگو به‌تنهایی کافی نیست. در کنار برنامه توسعه، می‌توانید گزینه‌های رفاهی گودباکس را نیز متناسب با نیاز کارکنان و بودجه سازمان بررسی کنید.

 

 

پرسش‌های متداول

کوچینگ کارکنان با کوچینگ مدیران چه تفاوتی دارد؟

اصول گفت‌وگو مشابه است، اما موضوع‌ها متفاوت‌اند. کارکنان ممکن است روی اولویت‌بندی یا مسیر شغلی کار کنند؛ مدیران بیشتر با واگذاری اختیار، تصمیم‌گیری و هدایت تیم روبه‌رو هستند. کوچینگ سازمانی می‌تواند برنامه گسترده‌تری را دربر بگیرد و همیشه محدود به یک نقش نیست.

کوچ داخلی بهتر است یا بیرونی؟

انتخاب به موضوع، بودجه، مهارت کوچ و اعتماد فرد بستگی دارد. برای مسائل حساس، استقلال از روابط ارزیابی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. شناخت سازمان مزیت مفیدی است، اما جای صلاحیت حرفه‌ای را نمی‌گیرد.

آیا مدیر می‌تواند از محتوای جلسات مطلع شود؟

اطلاعات قابل‌اشتراک باید پیش از شروع مشخص شود. مدیر ممکن است گزارش توافق‌شده‌ای درباره پیشرفت دریافت کند، اما نباید فرض کند پرداخت هزینه، دسترسی کامل به صحبت‌های فرد را ایجاد می‌کند. حدود و استثناهای محرمانگی باید روشن باشند.

برنامه کوچینگ چقدر طول می‌کشد؟

مدت واحدی برای همه وجود ندارد. پیچیدگی هدف، فرصت تمرین و فاصله مناسب بازبینی تعیین‌کننده‌اند. بهتر است برنامه نقطه ارزیابی مشخص داشته باشد تا ادامه آن بر اساس نیاز واقعی تصمیم‌گیری شود.

آیا کسب‌وکارهای کوچک هم می‌توانند از کوچینگ استفاده کنند؟

بله؛ می‌توان برنامه را برای یک مسئله مشخص و در مقیاس محدود طراحی کرد. در تیم کوچک، هم‌پوشانی نقش مدیر، مالک و ارزیاب بیشتر است؛ بنابراین شفافیت هدف و حدود محرمانگی اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

5/5 - (2 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *